خاطره ای از يكی از دوستان شهيد سید ابراهيم شجيعی

⚘نماز شهدا خاطره ای از يكی از دوستان شهيد سید ابراهيم شجيعی « يک بار كه با اتوبوس هم سفر بوديم ، وقت نماز صبح شد . سيد به من گفت : برو به راننده بگو برای نماز نگه نمی داره ؟ زمستان بود و خيلي هوا سرد . ظاهرا

ادامه مطلب »